علي بن حسين انصارى شيرازى
295
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
باصره بدهد و بدل وى نيم وزن وى عاقر قرحا بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : عروق الصفر به ضم عين و راء و سكون واو و قاف و ضم صاد و سكون فا آن را حشيشة الصفرا و عروق الزعفران و عروق الصباغين نيز نامند و به عربى هر دو بقلة الخطاطيف و بيونانى خالدونيون و خلدونيون و طوماغا نيز و برومى كاليدونيون و به فارسى زردچوبه و بهندى هلدى نامند لاتين CURCUMAE LONGAF RADIX فرانسه SAFRAN DES INDES - SOUCHET DES INDES TERRMERITE انگليسى CURCUMA - TURMERIC عروق الخمر فوة الصبغ بود و گفته شود عروق بيض مستعجل بود و گفته شود عروق الصباغين عروق الصفر بود و گفته شد عروق الشجر علك بود و گفته شود عروق الكافور زرنباد بود و گفته شد عرق يابس نلقونيا بود و گفته شود عروق الاصف بپارسى بيخ كبر خوانند بهترين وى باريك بود طبيعت وى گرم و خشك بود و مسهل بلغم بود و مقوى معده بود مقدار مستعمل از وى نيم مثقال بود و مضر بود بمثانه و مصلح وى عسل بود عرن آن چيزى است كه زيادت مىشود و ظاهر مىگردد نزديك بزانوى اسب و سمهاى وى و عرب آن را اعظم السبق خواند و ديسقوريدوس گويد چون بكوبند و سحق كنند و با سركه بياشامند صرع را زايل كند و مداواى گزندگى جانوران بود نيم درم از وى چون بخور كنند كسى را كه تب ربع بود از وى زايل كند صاحب مخزن الادويه بر اين مطالب مىفزايد كه عرن بفتح عين و را نزد اهل شام اسم نوع سفيد هيوقاريقون است عرصم اسم يمنى بود و بادنجان برى را بدين اسم خوانند